دانلود رمان 5 سال فراموشی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    دانلود رمان عاشقانه شهر عشق مهسان چت مهسان چت
    شمال ناز
    دانلود اهنگ احساسی

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    دانلود رمان 5 سال فراموشی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان 5 سال فراموشی با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

    دانلود رمان 5 سال فراموشی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

    نام رمان: 5 سال فراموشی

     زبان: فارسی

     ژانر رمان: عاشقانه و اجتماعی

    تعداد صفحات: 71

     نوع فایل: pdf

     حجم کتاب رمان عاشقانه: 1.88 مگابایت

     نویسنده: نسترن

     توضیحات:

    رمان در مورد دختری 15 ساله هست که سایه ای از ترس عشق دست رفته بر زندگی وی سایه می اندازد و.رمان 5 سال فراموشی رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید...

    قسمتی از متن رمان:

    بازم همون خوابای تکراری درحالی که
    نفس نفس می زدم لیوان آب روی
    عسلی رو برداشتم وسر کشیدم
    خدایااااا!این خوابای تکراری کی میخواد
    دست از سر من برداره تقریبا از
    ۵۱ سالگی تا الان که ۱۵ سالمه این خوابا
    رو می بینم.!
    باصدای زنگ نگامو ب گوشی اپلم که
    مامان برای رتبه کنکورم خریده بود
    دادم)الان پُز گوشی شو داد ایا!(
    روی » رامتینم « گوشیو برداشتم اسم
    صفحه چشمک میزد با لبخند دکمه
    اتصالو زدم::جانم
    ️؟ – سلام خانوم خانوما هنوز بیداری
    + نه الان بیدار شدم
    – بیدارت که نکردم؟
    + نه باباخواب بد دیدم از خواب پریدم
    _ نکنه همون خوابای هرشبتو میگی؟
    پارت دوم
    )همه ی فامیل تقریبا. خبر داشتن(
    +اره دیگه پس فک کردی چی میتونه
    منو اینقد پریشون کنه؟واقعا خسته
    شدم!
    – اروم باش آنا جان میخوای بیام اونجا؟
    + نه بابا از کارو زندگی میُفتی.
    – عیبی نداره الان میام درضمن کارو
    زندگی من اونجاست
    + مطمئنی؟
    – آره عزیزم
    + جواب….
    – خودم جواب عمو و زنمو رو میدم
    + باشه پس منتظرم
    – خداحافظ
    به سمت آینه رفتمو خودمو توش نگاه
    کردم.از ترس خوابم صورتم سرخ شده
    بود . حرفای دکتر اومد تو ی ذهنم
    نفس عمیق کشیدم و به لحظات خوبم
    یا رامتین فکر کردم.
    حالا دیگه اروم اروم بودم.
    موهامو که به زانوهام میرسید شونه
    کردمودورم پخش کردم.به چشمای
    خاکستریم سرمه کشیدم)بعله دیگه
    آقاتون میخواد بیاد(
    با این حرف نیشم بازشد! تندتند
    پلک زدمو ژست گرفتم…..
    پارت سوم
    از پله ها رفتم پایین خونمون یه خونه
    دوبلکسه،از درکه وارد میشی
    سمت راست پله میخوره میره بالا
    سه تا اتاق بالایه یکیش مال من ویکی
    دیگه هم مال ارشه)داداشم(اون یکیم
    اتاق مهمانه، خوب بریم تو پذیرایی
    روبروی در ورودی مبل بادمجونیو
    گلبهی چیدم)عشق رنگشم!( حتما
    میگین چرا میگم چیدم ،چون.خودم
    پیشنهادشو دادم کلا چیدمان خونه
    نظر منه خوب بگذریم .
    سمت چپ دوپله رفته پایین ، تلویزیون
    ۱۵ اینچمون هم او نجاست .
    باصدای زنگ دست از انالیز خونه
    برداشتم رفتم سمت در
    + سلام خوبی؟ببخشید تورم از کار
    انداختم..
    – نه عزیزم من برای تو همیشه وقت
    دارم، خب بریم؟
    + اره بیا بالا تامن برم چیزی بیارم
    بخوریم.
    – نه نمیخواد بیا بریم
    رفتم نشستم رو تخت )اااخ دیدین چی
    شد؟یادم رفت رامتینو معرفی کنم ،
    ۳ماهه بارامتین نامزد کردیم(
    دست انداخت دور شونمو منو کشید
    تو بغلش
    – چ خوشگل شدی!!
    پشت چشم نازک کردمو گفتم:بودم
    – بلی بلی برمنکرش لعنت
    عزیزم بخواب فردا خواب نمونی
    رو تخت دراز کشیدم رامتینم بعد اینکه
    برقو خاموش کرد اومد کنارمو دراز کشید……
    پارت چهارم
    بانور خورشید از خواب بیدار شدم
    یه جا گیر کرده بودمو تکون نمیتونستم
    بخورم یه نگاه به سمت راست انداختم
    صورت مظلوم رامتین روتویه وجبی
    خودم دیدم
    :الهی
    دستمو بردم سمت صورتشو شروع به ن
    وازش صورتش کردم:
    رامتین جان پا نمیشی؟دانشگاه دیر می
    شه هااا!
    یکم خودشو به دستم مالید)دقیقا مثل
    گربه ها(بعدم بلند شدو پرانرژی گفت:
    صبح بخیر جو جو
    +جوجو و کوفت جوجو و زهر مار جوجو و
    ….باخنده گفت:خیل خب ولش کن معذ
    رت میخوام
    رفت تو دسشویی ،سرشو اورد بیرونو
    گفت:جوجو
    خیز برداشتم سمتش که سریع رفت تو
    ودرم قفل کرد
    +توکه بیرون میای گوریل
    -گوریل اون داداشته
    یهو پرید بیرونوبا چشمای گرد شده!
    زل زد به در دسشویی
    +واا جنی شدی!
    پارت پنجم
    درکمال تعجب ارش از دسشویی او مد
    بیرونو گفت: والا انگار جن دیده)البته
    با خنده گفت(،بعدم از اتاق پریدبیرون
    رامتین مظلوم نگام کردو سرشو خم کرد
    +الهی قربونت بشم اینقدر خودتو
    مظلوم نکن چیشده؟
    بالحن بچگانه ای گفت:دعواش کن
    + باشه عزیزم در اسرع وقت
    باذوق سرشو تکون دادو پرید تودسشو
    یی .شروع کردم به حاظر شدن:یه مانتو
    گلبهی بلند با شلوار مشکی ومقنعه البته
    موهامو به هزاربدبختی دور کش پیچی
    دم آراشم که لازم ندارم ماشا الله خودم
    خوشگلم)سقف ریخت!( بعداز زدن
    ادکلن و برداشتن کیفم رفتم تو پرادوی
    رامتین نشستم تا بیاد بریم دانشگاه)
    رامتین استاد دانشگاهم بود(اومد سوار
    شدو ظبطو زد:(
    پارت ششم
    آهنگ:کسی توی زندگیم نیست خیلی
    خوش به حالمه
    یه روزی دلمو شکستی میدونم که یادته
    داری می شنوی صدامو همینم زیادته
    هی ازم نپرس که میشه برگرده رابطه
    دیگه دوستت ندارم جواب سوالته
    تیکه کلامه میگم می خوامت یه عالمه

    دانلود رمان 5 سال فراموشی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

    جهت جبران هزینه ها بعد از پرداخت مبلغ 2000 تومان لینک دانلود مستقیم به نمایش در میاد

    پرداخت آنلاین و دانلود

    مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

    ۲۱ بازدید ۹۶/۰۳/۳۰

    مدیر

  • مطالب مرتبط
  • دانلود رمان ترنج و عطر بهار نارنج | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • دانلود رمان یک قطره عشق | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • دانلود رمان فردا زنده میشوم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • دانلود رمان پاییز بی مهر | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • دانلود رمان عقل و قلبم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • دانلود رمان عهدی در پاییز | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل
  • نویسنده : میلاد بازدید : 160 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 17:33
    برچسب‌ها :

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :